در باب امکان رویارویی نظامی آمریکا با ایران چند سناریو قابل تصور است؛ نخست اینکه همه این تحرکات یک بازی سیاسی برای نمایش تمایل به صلح و مقصر جلوه دادن ایران باشد. برای خنثیسازی چنین سناریویی، جمهوری اسلامی اعلام کرده از مذاکره استنکاف نمیکند اما مذاکره باید بر پایه سه اصل «عزت، حکمت و مصلحت» باشد.
سناریوی دوم این است که آمریکا واقعا بهدنبال مذاکره باشد اما تهدیدها را برای امتیازگیری مطرح کند. در این حالت نیز معیار ما همان سه اصل خواهد بود. اگر نتیجه مذاکره از پیش تعیین شده و تحمیلی باشد، این مذاکره نیست، بلکه دیکته کردن است. مذاکره واقعی در ادبیات سیاسی یعنی دادوستد؛ طرفین امتیاز میدهند و میگیرند، مشروط بر اینکه با خطوط قرمز در تعارض نباشد. آنچه ما مطالبه میکنیم رفع تحریمهاست.
اما اگر این روند مقدمهای برای جنگ باشد، موضع ایران روشن است؛ ما آغازگر جنگ نیستیم اما دفاع را حق مشروع خود میدانیم. تجربه هشت سال دفاعمقدس و نیز جنگ تحمیلی ۱۲روزه هم نشان داد که ایران جنگطلب نیست اما در دفاع قاطع است. این بار هم هشدارهای لازم به طرف مقابل داده شده که در صورت تعرض، پاسخ ایران محدود نخواهد بود و پایگاههای آمریکا در منطقه و نیز رژیمصهیونیستی در تیررس قرار خواهند گرفت.
درخصوص سخنان اخیر رهبر انقلاب درباره ناوهای آمریکایی نیز باید گفت هرچه این ناوها بزرگتر باشد، هدفگیری آنها برای موشکهای نقطهزن سادهتر است. افزون بر موشکهای بالستیک و کروز، انواع توانمندیها و در حقیقت شگفتانههای دیگری نیز برای رو کردن دارد که همه آنها رسانهای نشده است؛ ازجمله پهپادهای نسل جدید و حتی شناورهای هدایتپذیر از دور(شهپاد) خاص. قوت دریایی مقاومت در رویارویی آمریکا با یمنیها به خوبی عیان شد و دیدیم یمنیها که بهمراتب امکانات نظامی بسیاری کمتری نسبت به ما دارند، توانستند باعث غرق جنگندههای آمریکایی شوند. در جنگ ۱۲ روزه هم دیدیم که موشک خیبرشکن چطور موضعشکنی کرد و ادبیات آمریکا و اسرائیل را از سرنگونی به تلاش برای آتشبس تغییر داد. در مجموع جمهوری اسلامی نه بهدنبال جنگ است و نه از آن استقبال میکند اما اگر منافع و تمامیتارضی کشور مورد تعرض قرار گیرد، پاسخ قاطع و پشیمانکننده به طرف مقابل خواهد داد و در آن صورت مشخص خواهد شد این آمریکاییها هستند که هزینه شخصیت نامتعادل ترامپ را بیش از پیش میپردازند.